قهرمان ميرزا عين السلطنه

6840

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مذمت ارامنه از جمهورى رد شديم جمعيت از خيابان پست‌خانه به مجلس مىرفت ، ما از لاله‌زار كه كمى خلوت‌تر بود . سفير عثمانى با زنش به سمت توپخانه آمده پس از تماشا مراجعت [ كردند ] و رفتند براى جلوى مجلس . جمعى ارمنى ايستاده بودند و از جمهورى ايران متعجبانه مذمت مىكردند . مقدمهء كودتا رفتم خانهء عميد الدوله سر خدمت . افخم رفت جلو مجلس براى تبليغات . من حكايت جمعيت و ترتيب حركت و آنچه واقع شده بود برايش حكايت كردم . چلاق است نمىتواند بيرون بيايد و بايد هم از وقايع مخبر شود . در اين بين معتضد السلطنه آمد ، نه از جلوى مجلس بلكه از كوچه و پس‌كوچهء تخت بربريها . او گفت خدمت خالصى رسيدم و به من خبر رسيده بود جمعى نظامى با لباس مبدل داخل جمعيت شده نزاع مىكنند كه مقدمهء كودتا باشد ، به آقا عرض كردم . دو راپرت درآورد كه همان مسئله را تأييد مىكرد و گفت ما به جمعيت خود مىگوييم دفاع نكنند . يك‌مرتبه صداى نىلبك كه جلوى دسته‌جات كوچك نظامى مىزنند به گوش ما رسيد . بيرون دم در رفتيم يك دسته يكصد نفرى از فوج پهلوى كه مختص خودش است با نيزه فنگ گذشتند . چيزى نگذشت دستهء ديگر از همان فوج و به همان شكل . تفنگها پنج‌تير روسى با آن سرنيزه‌هاى طويل بود . وضع تجمع در ميدان بهارستان من رفتم براى ميدان . جلوى بهارستان ديدم دو دستهء ديگر هم از خيابان ديگر آمده است و چهار سمت صف كشيده‌اند . بعلاوه دو دسته پليس سوار و سه دسته پياده . آنجا گفتند كه چهارراه جلوى بهارستان را آژان گرفته بود كه كسى را راه ندهد . جمعيت هجوم آورده با مشت و لگد آژان را دور [ كردند ] داخل ميدان و باغ شدند و نيز در معابر سرچشمه آژان پياده و سوار گذاشته بودند مانع ازدحام شود . چاله‌ميدانى و سرچشمه‌اى كه براى آمدن مجلس حاضر شده بود اول آژانهاى پياده را با سنگ دور كرده بعد سوار را از معبر خود پراكنده كردند و يك جمعيت بسيار بسيار كثيرى از پامنار و سرچشمه ( كه عمدهء آنها چاله‌ميدانى بود ) و خيابان نظاميه به مجلس آمده بودند . ما نديديم . كسانى كه از مجلس بيرون آمده بودند گفتند در تمام فضاى بهارستان حتى باغ